درد دل با خدا




















Blog . Profile . Archive . Email


حرفهای از جنس دلتنگی

امروز خيلي دلم گرفته واقعا چطور خدا دلش مياد بندشو اينقدر عذاب بده ديگه باورم شده خدا از يادش منو برده ديگه خسته شدم خسته از اين روزاي تکراري خسته از اين همه درد و عذاب خسته از شب هاي بيخوابي خسته از ديدن چشماي گريان مادرم...........

خدايا نزار بيشتر از اين بشکنم. ميگن کسي که دچار يه گرفتاري ميشه يا گناهي کرده که داره تاوانشو ميده و يا اينکه خدا دوستش داره و داره امتحانش ميکنه من که هر چي فکر ميکنم واقعا گناهي نکردم که تاوانش اين باشه در مورد اينکه دوستم داره اصلا برايم قابل قبول نيست.


خدايا کمکم کن دوباره طعم زندگي را بچشم نزار اشکهاي مادرم بي جواب بمونه معجزه اي که بهش ايمان دارم و هميشه منتظرش بودم را بهم نشون بده من هنوز خيلي جوانم خيلي ارزو دارم راضي نشو همه ارزوهامو با خودم به گور ببرم مگه من چي ازت ميخوام چيزي که خودت داده بودي را ازم گرفتي حالا ميخام دوباره بهم برگردوني

                   



نظرات شما عزیزان:

fatemeh
ساعت9:35---19 اسفند 1389
سلام
فکر میکنی خدا صلاحت رو نمیخواد همیشه بگو خدایا کمکم کن آنچه را تو دیر میخواهی من زود نخواهم و آنچه را تو زودمیخواهی من دیر نخواهم ایقدر نا امیدنیاش یاعلی بگو


marjan
ساعت13:21---14 بهمن 1389
omidet be khoda bashe hatman hame chi dorost mishe hatman

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن 1389برچسب:,ساعت 21:6 توسط بایرام و سمیه| |


Power By: LoxBlog.Com